بررسی ساختارنحوی زبان آلمانی با توجه به بخش های نقش دار جمله

  • 29 بهمن , 1397
  • 421 نفر
  • کد خبر 100072
  بررسی ساختارنحوی زبان آلمانی با توجه به بخش های نقش دار جمله    
                     
دکتر کامبیز صفیئی (مدرس زبان آلمانی دانشگاه تهران)

چکیده    
                                                                                                                   
 برخوردهای هر روزه ی ما با زبان چنان طبیعی و گسترده است که بندرت آن را موضوعی در خور مطالعه ی جدی تلقی می کنیم. زبان همیشه در دسترس است؛ واغلب بدون هیچ تلاش آگاهانه ای بی اختیار آن را به کار می بریم. زبان آلمانی در روند تاریخی خود با فرازو نشیب های بسیاری مواجه بوده است. پیشینه ی زبان آلمانی در دوره ی باستان تقریباُ از قرن هشتم میلادی آغاز میگردد. زبان چه در سطح گفتار و چه در سطح نوشتار از یک زنجیره ی خطی در بکار گیری کلمات و اجزای نقش دار جمله تشکیل شده است. شالوده ی جمله سازی در زبان آلمانی، بر طبق دیدگاه معمول، کلمه است. اما ذکر این مطلب که یک جمله از کلمات تشکیل یافته، صحیح نیست، چرا که هر جمله در وهله ی اول از اجزاء نقش دار  جمله که در زبان آلمانی Zatzglieder نامیده می شوند، تشکیل می شود. در این مقاله ابتداء شرح کوتاهی از پیشینه ی تاریخی زبان آلمانی بیان شده و سپس به این نکته که برای نشان دادن اجزاء نقش دار جمله و رعایت آرایش جمله، وترتیب ساختار نحوی آن با ذکر مثال های گوناگون پرداخته می شود.
 
واژگان کلیدی: 1- نحو 2- پیشینه ی تاریخی 3- زبان های هندو- اروپایی 4- اجزای نقش دار جمله 5- واژه 6- جمله.
 
 
 
مقدمه
يافتن قاعده‌اي مستدل و همه‌جانبه در مورد اجزاء مختلف ساختار دستوري زبان‌ها و هم‌چنين زبان آلماني كاري بسيار دشوار است و زبان‌شناسان نيز در اين مورد هنوز به ديدگاه واحدي دست نيافته‌اند. البته اين امر به معناي آن نيست كه از تلاش براي ساختار صحيح تشكيل جمله كه در قالب نحو اهميت ويژه‌اي مي‌يابد، صرفنظر شود. زبان به عنوان مركز ثقل تفكر و تبادل گفتار در ميان ملل مختلف از ديرباز مركز توجه انديشمندان بوده و درك صحيح از ساختار نحوي زبان براي بيان ديدگاه‌ها و عقايد در پويايي تفكر بشري نقش ويژه‌اي داشته است. مقاله‌اي ذيل به يكي از ساختارهاي پيچيده دستوري زبان آلماني، يعني ترتيب اجزاء نقش‌دار جمله (Satzglieder) نظر دارد و شكل‌هاي مختلف ظاهر شدن اجزاء نقش‌دار جمله را مورد بررسي قرار داده است. آن‌چه كه امروزه در ميان زبان‌آموزان آلماني و حتي كساني كه از تسلط كافي در اين زمينه برخوردار هستند، مشاهده مي‌شود، عدم درك صحيح از ساختار نحوي جمله و ترتيب كلمات و اجزاء نقش‌دار جمله است. اين مقاله در صدد است با كندوكاو دقيق در اجزاء ناگسسته جمله و ترتيب آن در جمله، جايگاه اين اجزاء را روشن سازد.
 
 
بحث و بررسي
پیشینه ی تاریخی زبان آلمانی                                                                                                                                                                           
برای آن که به زبان آلمانی امروزی برسیم باید تاریخچه کوچکی از زبان آلمانی ارائه کنیم. پيش از آنكه به پيشينه و تحولات تاريخي زبان آلماني در دوره‌هاي گوناگون بپردازيم، بجاست كه دربارة واژة deutsch (آلماني) به اختصار توضيح دهيم.
از سدة هشتم ميلادي در متون لاتيني تركيب theodisca lingua براي ناميدن همة زبان‌هاي ژرمني در برابر زبان لاتيني به كار برده مي‌شد. بخش نخست اين تركيب از واژة ژرمني xtheudo به معني «ملت»، «مردم» گرفته شده، كه در آلماني باستان به گونة diutisc و در ساكسوني باستان به شكل thiudisc ديده مي‌شود (رهنما، 14:1378).
واژه هندوژرمني xteuta به همان معني «ملت، مردم» به گونه‌هاي thiuda در گوتيك  و theod در انگليسي باستان و diot در آلماني باستان ظاهر شده است.» (کلوگه،1995: 175) واژة thiudisks در گوتيك theodiscus در لاتيني ميانه (آلماني: Heidnisch صفتي به معني كفرپرستي بوده است كه مبلغان مذهبي آن را به اقوام ژرمني اطلاق مي‌كردند، يعني اقوامي كه هنوز مسيحي نشده بودند) (فريتس چيرش، 1996: 159).
ضمناً واژه‌هاي thiuda در گويتك،  theod در انگلوساكسون و diot در آلماني باستان، برگردان واژة Vulgaris  لاتيني بوده است، يعني زبان افراد عامي در برابر زبان فصيح فرهيختگان. بعدها Theodiscus به diutisk در آلماني باستان، diutsch در آلماني ميانه، و deutsch در آلماني نو تغيير شكل يافت. سرانجام با رومانيايي شدن فرانكي غربي و تعيين مرز زباني فرانسوي باستان،  در مقابل آلماني باستان، واژة deutsch در برابر زبان‌هاي روميايي متداول شد (شيلد،32:1991).
بايد توجه كرد كه در سده‌هاي دهم و يازدهم ميلادي حتي زبان هلندي هم deutsch ناميده مي‌شد (فلاماندي – Dietsc – هلندي – Duutsc و سپس – Duits). زبان هلندي  ابتدا از سدة شانزدهم تغيير نام يافت و Nederlands ناميده شد «واژة Deutschland (آلمان) ابتدا از سدة پانزدهم ميلادي متداول شد. پيش از آن اين نام در آلماني ميانه به گونه daz diutsche lant  و in deutschen landen ظاهر مي‌شده» (كلوگه، 1995: 176).
 
توجه به نحو و ساختار آن در زبان آلمانی
آن چه كه در وهله‌هاي نخست در ساخت جمله مورد توجه قرار مي‌گيرد، اين است كه اصولاً نحو چيست؟ نحو به بررسي ساختار جمله، تقسيم‌بندي آن، روابط مختلف ميان ساختارهاي جمله، امكانات گسترش جمله و اشكال مختلف آن مي‌پردازد (بوسمان،766:1990).
با اين تعريف مي‌توان به نقش جمله در ساختار نحوي زبان پي برد. اما خود جمله چيست؟ آيا جمله همان‌گونه كه در نظر عام مورد قبول است، از كلمات تشكيل شده است؟ در زبان آلماني و اصولاً در بسياري از زبان‌ها و زبان فارسي جمله از كلمات تشكيل نيافته است، بلكه اجزاء نقش‌دار جمله (Satzglieder) در تشكيل جمله نقشي اساسي دارند.
ترتيب اجزاي نقش دار جمله در جمله از نظر نحوي تابع وابستگي و نزديكي آن به فعل است. البته نزديكي و وابستگي در وهله نخست به فعل نام (Das finite Verb) است كه مبتني بر اول شخص، دوم شخص و سوم شخص مفرد و جمع است و نه مصادر و يا افعال غير تام (Infinitive) كه مبتني به اول شخص، دوم شخص و سوم شخص مفرد و جمع نيستند. در كنار مصادر بايد وجه وصفي فاعلي و مفعولي را نيز در اين شمار دانست (هلبيگ ـ بوشا، 30 و 473).
Das finite Verb = gehe, ging…
Das infinitive Verb = gehen, gehend, gegangen…
از آن چه كه تاكنون ذكر شد، مي‌توان نتيجه گرفت كه كلمات و بالطبع اجزاء نقش‌دار جمله به همراه فعل تام و غير تام (صرف شده و صرف نشده) اساس جمله را در زبان آلماني تشكيل مي‌دهد و در ترتيب جمله بايد تعلق و وابستگي به فعل صرف شده را مورد توجه دقيق قرار داد.
اجزاء نقش‌دار جمله متشكل از كلمات به هم پيوسته (دودن 1569) كه فقط به صورت وابسته به هم در جمله ظاهر مي شوند و در صورت اجراي تست جايگزيني تغييري در مفهوم جمله انجام نمي‌پذيرد (يزداني، 297). بنابراين از نظر نحوي جمله‌ي Menschen half er keinen در زبان آلماني غلط است، زيرا keinen و Menschen در ساختار نحوي زبان آلماني وابسته به هم هستند و به عنوان واحد شناخته مي‌شوند. مثال ذيل گوياي اين امر است:
Er hat mich nach dem Weg gefragt.
در صورت اجراي تست جايگزيني، بايد به عنوان مثال اين گونه عمل كنيم:
Nach dem Weg hat er mich gefragt.
در بحث اجزاء نقش‌دار جمله ابتدا به حوزه‌هاي نحوي جمله و اين كه اين حوزه‌ها از چه عواملي تشكيل مي‌شود، توجه داشت. در يك جمله عادي مثل
Er lacht über seine späße.
تمامي جمله به عنوان حوزه‌ي جمله محسوب مي‌شود و اين حوزه از يك حوزه ی پيشين و يك حوزه‌ي اصلي تشكيل شده است.
Vorfeld       finites Verb          Hauptfeld
Er lacht       über seine späße.
بنابراين جمله از يك حوزه‌ي پيشين (Vorfeld) و يك حوزه‌ي اصلي (Hauptfeld) تشكيل شده است.
در اين ميان هر آن چه كه به عنوان مبتدا (Voranstellung)، جمله بند (Paranthese bzw. Satzklammer) و حوزه‌ي پاياني (Nachtrag) در جمله ظاهر شود، جزء حوزه ي جمله محسوب نمي‌شود. و بنابراين در ساختار ترتيب نحوي زبان آلماني نقش اساسي ايفا نمي‌كند، امري كه نبايد به معناي نفي اين نكته باشد كه در جمله از جايگاه خاصي برخوردار نيست. مثال‌هاي ذيل در روشن‌كردن دقيق اين مسئله كمك زيادي مي‌كنند.
Voranstelleung Satzfeld
Was mich betrifft,          ich  habe meine Arbeit getan.
Satzfeld (Vorfeld and Mittelfeld) Nachtrag (Nachfeld)
Lch habe im Iran gelebt,          zwanzig Jahre lang.
Satzfeld       Paranthese Satzfled
Er hat,                  glaube ich, heute nicht gearbeitet.
بنابراين بايد با توجه به مثالهاي بالا به قاعده‌ي ذيل در مورد تشكيل يك حوزه‌ي جمله تكيه كرد.
Vorfeld       finites Verb          Hauptfeld
Er               hat                        nicht gearbeitet
حوزه‌ي پيشين، جمله بندی و حوزه‌ي پاياني را در زبان آلماني مي‌توان اينگونه تشخيص داد كه حذف آن‌ها از ساختار جمله به كل جمله و ساختار نحوي آن لطمه‌اي وارد نكند (آلتمان، 65). همان‌گونه كه اشاره شد توجه به فعل در ترتيب جمله از اهميت خاصي برخوردار است و در ترتيب كلمات و اجزاء نقش‌دار جمله در حوزه‌ي جمله بايد وابستگي آن‌ها به فعل توجه خاصي نشان داد. تعيين جايگاه فعل و تركيبات فعلي در جمله به سه طريق انجام مي‌پذيرد.
الف) فعل در جايگاه دوم و يا بهتر است بگوييم، درجايگاه اصلي خود قرار مي‌گيرد و اين امر در جملات خبري، جملات سوالي با كلمات پرسشي با W (wie, wohin, wo, woher, warum, …) صورت مي‌پذيرد.
Worfeld      finites Verb                    Hauptfeld
Er               fährt           morgen nach Hause.
Warum       kommt        er heute nicht?
ب) جايگاه فعل تام در انتهاي جمله است و اين امر در جملات فرعي (جملات موصولي مختلف) صورت مي‌پذيرد.
Vorfeld       Subjunktion                   Hauptfeld             finites Verb
Er kann nicht kommen, weil    er krank                ist.
Vorfeld       Relativpronommen        Hauptfeld   finites Verb
Das ist der Mann,          der              heute nicht            kommt.
Vorfeld       Fragewort             Hauptfeld             finites Verb
Wissen Sie,           waurum      er heute krank      ist?
نكته‌اي كه بايد در اين جا به آن اشاره شود، اين است كه در صورت استفاده از حروف ربط als wenn و als ob در حملات شرطي، فعل در پايان جمله قرار مي‌گيرد، در حالي كه اين امر در صورت استفاده از حرف ربط als صادق نيست و در اين صورت فعل در جايگاه اصلي خود، قسمت دوم قرار مي‌گيرد.
Vorfeld       Konjunktion                  Hauptfeld             finites Verb
Er tut so,    als ob                             er ein Held            wäre.
Vorfeld       Konjunktion                  finites Verb          Hauptfeld
Er tut so,     als                         wäre                    er ein Held.
البته در جمله‌ي فوق نشان داده شده است كه حروف ربط جزء حوزه ي جمله نيستند، اما در ساختار نحوي زبان آلماني از جايگاه خاص خود برخوردار هستند.
فعل در ابتداي جمله قرار مي‌گيرد و اين امر در جملات پرسشي ساده با جواب بله يا خير، (Entscheidungsfrage) جملات امري و جملات شرطي به كار مي‌رود. در اين مورد آن چه كه به عنوان حوزه‌ي پيشين در حوزه‌ي جمله ملاك توجه بود، اشغال نمي‌شود.
Vorfeld       finites Verb                    Hauptfeld
……….       Hat                       er zwei Jahre im Iran gelebt?
……….       Komm                  morgen zu mir!
………        Kommt       er nach Heidelberb, werde ich ihn sehen.
براي بيان بحث ترتيب اجزاء نقش‌دار جمله در ساختار نحوي جمله هم چنين بايد توجه داشت كه اجزاي نقش‌دار جمله كه وابسته به هم نباشند، نمي‌توانند در كنار هم در حوزه‌ي پيشين (مبتدا) ظاهر شوند (دراخ، 21).
حوزه‌ي قبل از فعل تام (صرف شده) در صورتي كه فعل در جايگاه اصلي خود (جايگاه دوم) قرار داشته باشد، به عنوان پيش ميدان تلقي مي‌شود. ممكن است اجزاء نقش‌دار جمله در حوزه‌ي پيشين قرار گيرد و قابليت قرار گرفتن در اين جايگاه را داشته باشند. اين امر از طرفي به بافت (Kontext) بستگي دارد.
Vorfeld       finites Verb          Hauptfeld
Er               hat                        eine Kamera gekauft.
Damit                   hat                        er eine Aufnahme gemacht.
و يا نيز از طرف ديگر بستگي به اين امر داشته باشد كه چه عنصري مورد تأكيد قرار مي‌گيرد:
Vorfeld       finites Verb          Hauptfeld
Dem Schüler gibt                     der Lehrer das Buch.
Fahren        kann                     er nicht.
 
 
هم‌چنين متمم فعلي كه قابليت مقايسه‌اي دارند، از ارزش قرار گرفتن در حوزه‌ي پيشين برخوردار هستند.
Vorfeld       finites Verb          Hauptfeld
Auf             steigt                    der Strahl
در اين جمله aufsteigen به عنوان يك جزء نقش‌دار محسوب مي‌شود. كه به علت قابليت مقايسه‌اي در جمله‌ي فوق در جايگاه اول قرار گرفته است.  اين امر بعنوان مثال در مورد فعل anerkennen صادق نيست زيرا اين حالت قابليت مقايسه‌اي مشاهده نمي‌شود و از اين رو جمله‌ي زير از نظر نحوي غلط است.
An haben sie ihn erkannt.
حوزه‌ي بعد از فعل تام (در صورتي كه فعل صرف شده در جايگاه دوم قرار گيرد) به عنوان حوزه‌ي اصلي شناخته مي‌شود. در جملات فرعي، سوالي، شرطي و امري كل جمله به استثناي فعل در شمار ميدان اصلي قرار مي‌گيرند. در ميدان اصلي به عنوان يكي از اركان مهم ميدان جمله و بالطبع ساختار نحوي زبان بايد به ترتيب اجزاء نقش‌دار جمله توجه خاصي نشان داد.
هر قدر يكي از اجزاء ميدان اصلي جمله از نظر نحوي به فعل وابسته‌تر باشد، اين جزء به پايان جمله نزديك‌تر است و دورتر از فعل قرار مي‌گيرد. (البته فعل صرف شده در اين جا مدنظر است).
بنابراين مصادر، وجه وصفي و متمم‌هاي فعلي به علت وابستگي تنگاتنگ آن‌ها به فعل صرف شده اغلب در پايان جمله و دورتر از فعل صرف شده قرار مي‌گيرند. اين امر در مورد افعال معين نيز صدق مي‌كند و اين افعال در پايان جمله قرار مي‌گيرند. افعال كمكي با haben و sein نيز جايگاه خود را در قسمت دوم حفظ مي‌كنند و افعال وجهي در پايان جمله قرار مي‌گيرند:
Vorfeld       finites Verb          Hauptfeld
lch               kann                     ihm das Buch nicht geben.
Er               hat                        seine Hausarbeit gemacht.
lch               sehe                      ihn arbeiten.
Der             Junge                    hat mich kennenlemen wollen.
صفات، اساسي و گروه‌هاي حرف اضافه كه وابسته به فعل هستند، از نظر ترتيب قبل از متمم‌هاي فعل و يا در پايان جمله قرار مي‌گيرند.
Vorfeld       finites Verb          Hauptfeld
Er               hat              seine  Held Ali gemacht.
Sie              waren                   während des Krieges tapfer.
Sie              haben                   immer für Gerechtigkeit gekämpft.
با اين توضيحات ترتيب كلمات و بويژه اجزاء نقش‌دار جمله بايد به قرار ذيل انجام شود:
الف) گروه نقش‌دار قيدي: گروه اسمي و يا حروف اضافه متعلق به فعل كه در نقش قيد ظاهر مي‌شود و جهتي را بيان مي‌كنند، در ترتيب جمله قبل از متمم‌هاي فعلي و يا در پايان جمله قرار مي‌گيرند.
Vorfeld       finites Verb          Hauptfeld
Sie              geht                      die Treppe hinauf.
Er               hat                        seine Bruder nach Hause gebracht.
اگر در يك جمله چند نقطه‌ي يك مسير براي بيان يك جهت مورد استفاده قرار گيرد، از نظر ترتيب بايد به صورت
1. شروع (Anfang)
2. وسيله (Instrument)
3. مقصد (Ziel)
به كار مي‌رود.:
Vorfeld       finites Verb Hauptfeld
Er               geht             von der Schule durch den Wald nach Hause.
قيد‌هاي زمان قبل از قيدهاي علت و مكاني قرار مي‌گيرند:
Vorfeld       finites Verb          Hauptfeld
Er               wohnt                            seit einem Jahr in Heidelberg.
Der Minister            kommt     morgen zu einem Besuch nach Deutschland.
Der Junge   konnte        gestern vor Freude nicht schlafen.
بايد توجه داشت كه قيدها اغلب در ابتداي جمله قرار مي‌گيرند. اما اين امر در وهله‌ي نخست و ترجيحاً شامل قيدهاي مكان و زمان مي‌شود و اين قيدها در اين حالت جايگاه خود را در حوزه‌ي پيشين حفظ مي‌كنند.
Vorfeld       finites Verb          Hauptfeld
Gestern       hat                        es geregnet.
In München gibt                      es ein grosses Zoo.
قيدهاي مكان كه معمولاً در آن‌ها اشاراتي به اجزاي بدن، مالكيت شخص و يا اجزاي يك شيء ميشود، در ترتيب قرار گرفتن در جمله قبل از متمم‌هاي فعلي و يا در پايان جمله قرار مي‌گيرند.
Vorfeld       finites Verb          Hauptfeld
Er               hat                        eine Müze auf dem Kopf gehabt.
Das Zimmer hat                       ein Loch an der Decke.
Sie              trägt                      einen Ring am Finger.
قيدهايي كه مطلقاً در نقش بيان يك جهت ظاهر مي‌شوند، از نظر ترتيب قبل از قيد‌هايي كه به صورت نسبي جهتي را ذكر مي‌كنند، قرار مي‌گيرند:
Vorfeld       finites Verb          Hauptfeld
Er               bringt                   das Buch ins Zimmer herauf.
ب) اسم: اگر اجزاء ناگسسته‌ي جمله اسم باشند، از نظر ترتيب در جمله به قرار زير هستند. مفعول سيستم در ميدان اصلي بعد از مفعول غير مستقيم قرار مي‌گيرد و آن چه كه به هر حال در نقش فاعل ظاهر مي‌شود، قبل از اين دو مفعول قرار مي‌گيرد:
Vorfeld       finites Verb          Hauptfeld
Gestern       schrieb                  Herr Krause seiner Frau einen Brief.
Er               schrieb                  gestern seiner Frau einen Brief.
در صورتي كه در يك جمله لازم باشد كه مفعول مستقيم مورد تأكيد قرار بگيرد، مي‌توان آن را قبل از مفعول غير مستقيم قرار داد.
Vorfeld       finites Verb      Hauptfeld
Er               schrieb             den Brief seiner Frau und nicht seinem Sohn.
در صورتي كه مفعول مستقيم به عنوان جزئي از واقعيت بيان شده در گذشته باشد، مفعول غير مستقيم بعد از مفعول مستقيم قرار مي‌گيرد:
Vorfeld       finites Verb          Hauptfeld
Er               hat                        dem Schüler ein Buch gegeben.
در اين جمله مفعول مستقيم بيان شده به معناي اين است كه يكي از كتاب‌هاي موجود كه قبلاً از آن ياد شده است، به دانش آموز داده شده است.
ترتيب قرار گرفتن مفعول حرف اضافه بعد از مفعول غير مستقيم و مستقيم مي‌باشد.
Vorfeld       finites Verb          Hauptfeld
lch               habe                     die Dame nach dem Weg gefragt.
Er      dankt          dem Lehrer für seine Auskünfte.
مفعول حرف اضافه ممكن است قبل از مفعول مستقيم قرار گيرد و از نظر نحوي نقش قيد وجهي و ابزار داشته باشد. در صورتي كه مفعول مستقيم در نقش دادن اطلاعات ثانويه در جمله ظاهر شود، در آن صورت اين مفعول بعد از مفعول حرف اضافه قرار مي‌گيرد.
Vorfeld                 finites Verb          Hauptfeld
Iran und Japan     vereinbaren               mit Irak diplomatische Beziehung.
Das Buch             fand                      unter Jungen ein großes Interesse.
گروه‌هاي حرف اضافه‌ي durch, seitens, von از نظر نحوي در جملات مجهول به مانند قيدهاي مكاني عمل مي‌كنند.
Vorfeld       finites Verb          Hauptfeld
Morgen       wird                      vom Studenten ein Fest veranstaltet.
پ) ضماير: اگر تمامي اجزاء يك جمله ضمير باشند، ضميري كه در نقش مفعول مستقيم است. قبل از ضمير در حالت مفعول غير مستقيم قرار مي‌گيرد. در هر حالت ضميري كه در نقش فاعل است، در حوزه‌ي اصلي جمله قبل از اين دو مفعول قرار مي‌گيرد.
Vorfeld       finites Verb          Hauptfeld
Gestern       schrieb                  er ihn (den Brief) ihr (seiner Frau).
ترتيب مفعول و حرف اضافه در جمله (حوزه‌ي اصلي جمله) بعد از مفعول مستقيم و غير مستقيم مي‌باشد.
Vorfeld       finites Verb          Hauptfeld
lch               habe                     ihn nach dem Weg gefragt.
Er               dankte                  mir dafür.
در صورتي كه مفعول حرف اضافه در يك جمله به شكل ضمير باشد، مفعول حرف اضافه شخص، قبل از شيء قرار مي‌گيرد.
Vorfeld       finites Verb          Hauptfeld
Er               hat                        mit mir darüber gesprochen.
مفعول‌هاي حرف اضافه كه قبلاً ذكر شده‌اند و به شكل ضمير بكار گرفته شده‌اند، در ترتيب قرار گرفتن در حوزة اصلي جمله قبل از متمم‌هاي فعلي و يا در پايان جمله ظاهر مي‌شوند.
Vorfeld       finites Verb          Hauptfeld
lch               ließ                       alles willenlos über mich ergehen.
در صورتي كه در ضمير اشاره در جمله‌اي ظاهر شوند، مفعول مستقيم بعد از مفعول غير مستقيم قرار مي‌گيرد. اين امر در مورد ضماير نامعين نيز صادق است.
Vorfeld       finites Verb          Hauptfeld
Lch             habe                     dem das gesagt.
Er               hat                        sicher jemandem etwas gesagt.
ضماير شخصي در حالت مفعول مستقيم قبل از ضماير نامعين و اشاره در حالت مفعول غير مستقيم قرار مي‌گيرند و قيد شخص در حالت مفعول غير مستقيم قبل از ضمير اشاره و نامعين در حالت مفعول مستقيم قرار مي‌گيرد.
Vorfeld       finites Verb          Hauptfeld
Er               hat                        sie jenem anvertraut.
Er               gibt                       es ihm.
Der Junge   schreibt                ihr einen.
Das Mädchen       antwortet    ihr jene.
ضمايري كه نقش مفعول در جمله ظاهر مي‌شوند و نيز ضماير انعكاسي در صورتي كه فاعل جديدي در اين مكان قرار نگيرد، در ابتداي حوزه‌ي اصلي جمله قرار مي‌گيرند و در صورتي كه فاعلي در اين مكان ظاهر شود، به دنبال آن قرار مي‌گيرند. در اين ميان ضمير شخصي در حالت مفعول مستقيم قبل از ضمير شخصي در حالت مفعول غير مستقيم و نيز حالت اضافي (Genitiv) قرار مي‌گيرد.
Vorfeld       finites Verb          Hauptfeld
Gestern       schrieb                  er seiner Frau den Brief.
Gestern       schrieb                  ihr der Mann den Brief.
 
Gestern       schrieb                  ihn der Mann seiner Frau.
Gestern       schrieb                  er ihr den Brief.
Gestern       schrieb                  er ihn seiner Frau.
Gestern       schrieb                  ihn ihr der Mann.
اما براي بيان واقعيتي كه بايد مورد تأكيد قرار گيرد، جمله‌ي زير نيز صادق است.
Vorfeld       finites Verb          Hauptfeld
Er               hat                        Mutter ihn ihr geschrieben.
ضماير شخصي و انعكاسي در حالت مفعول مستقيم و غير مستقيم از نظر ترتيب در جمله قبل از ضماير شخصي در حالت اضافي قرار مي‌گيرند.
Vorfeld       finites Verb          Hauptfeld
Er               hat                        ihn dessen beschuldigt.
lch               bin                        mir dessen sicher.
Da               hat                        er sich ihrer erinnert.
اسامي در حالت مفعول مستقيم قبل از ضماير شخصي در حالت اضافي قرار مي گيرند. اسم در حالت اضافي نيز بعد از ضمير شخصي قرار مي‌گيرد.
Vorfeld       finites Verb          Hauptfeld
Er               beschuldigt           den Herrn dessen.
Er               ist                         sich seines Erfolgs sicher.
ضمير در حالت مفعول غير مستقيم قبل از ضمير در حالت مفعول مستقيم قرار مي‌گيرد، به شرطي كه مفعول مستقيم به صورت مختصر بيان شود.
Vorfeld       finites Verb          Hauptfeld
Er               hat                        mir's gegeben.
Da               hat                        er ihm's gesagt.
نتيجه‌گيري
با توجه به آن چه که در متن توضیح داده شد، در ساختار نحوي زبان آلماني بايد به نقش ترتيب اجزاء نقش‌دار جمله توجه خاصي داشت. زيرا جمله در زبان آلماني از كلمات تشكيل نمي‌شود و اجزاء نقش‌دار جمله بايد در ساختار جمله مورد توجه قرار گيرند. اگر جمله در زبان آلماني فقط به عنوان مجموعه‌اي كه از كلمات تشكيل شده‌اند، اطلاق شود. اشتباهات فاحشي در ساختار نحوي زبان آلماني صورت مي‌گيرد. ترتيب اجزاء نقش‌دار جمله با حوزه‌ي جمله ارتباط تنگاتنگي دارد و اين مهم فقط در حوزه‌ي اصلي جمله عينيت مي‌يابد. با تست جايگزيني اجزاء نقش‌دار جمله مي‌توان اصل ترتيب را در زبان آلماني رعايت كرد و جملات صحيح مبتني بر ساختار نحوي زبان آلماني ارائه داد. به عبارتي ديگر: به طور كلي جمله از اجزاي نقش‌دار و اجزاي نقش‌دار در جمله از كلمات تشكيل شده‌اند. اين تصور در دستور سنتي كه جمله از كلمات تشكيل مي‌شوند، امروزه ديگر مورد قبول نيست و آن چه معيار درستي اين نظر مي‌تواند باشد، دو تست جايگزيني و مبتداسازي است.